چیز و ناچیز

پایان نامه عکاسی کارشناسی ارشد

 

عنوان رساله نظری: معاصربودن در عکاسی متأخر ایران، سید صیاد نبوی؛ استاد راهنمای نظری: دکتر یعقوب آژند
پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران، تیر 91
چکیده

این پایان ‌نامه به بررسی معاصربودن در عکاسی هنری ایران در دوران اخیر می‌پردازد و همزمان با بررسی مفاهیم معاصربودن در هنر، چگونگیِ گذرِ عکاسی از مدرن به معاصر و تکوینِ عکاسی‌ به مثابه هنر معاصر در ایران را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد. نگارنده‌‌ی این تحقیق با بهره‌گیری از آراء و نظریات محققان و نظریه‌پردازان کوشیده‌ است تا با شناخت مفاهیم مربوط به هنر معاصر و همچنین مفاهیمی که معاصربودن می‌تواند همراه با خود داشته باشد، نسبت این مفاهیم و مسائل را با عکاسی متأخر ایران که به تازگی وارد موقعیت “هنرمعاصر[1]” شده بررسی نماید تا نشان دهد که پیچیدگی‌ های “در زمان بودن” چگونه در عکاسی متأخر ایران شاکله‌ی بصری یافته است.

در ابتدای این رساله، نخست، معاصربودن به مثابه مدرن بودن مد نظر قرار گرفته و رویکرد عکاسی هنری ایران را متناسب با این شرایط مورد بررسی قرار داده‌ است. سپس با بررسی ورود عکاسی هنری به موقعیت معاصر، بینال نهم را سرآغاز تکوین جریان معاصر برای عکاسی متأخر ایران گرفته و در فصول پایانی با بررسی شرایط معاصربودن در “هنرمعاصر” و بر اساس تئوری تِری اسمیت[2] در این زمینه، معاصر بودن را در عکاسی معاصر ایران پی‌گرفته‌ است.

آنچه ضرورت انجام چنین تحقیقی را آشکار می‌سازد، افزایش روز افزون استفاده از واژه‌ی معاصر در کنار هنرهای مختلف بخصوص عکاسی در گفتمانِ هنریِ ایران در دوران اخیر است. در این پژوهش با استفاده از منابع موجود و بهره‌گیری از آراء نظریه پردازان و محققان این حوزه و بررسی مفاهیم وتحلیل داده‌های جمع‌آوری شده، این نتیجه حاصل شد که معاصربودن علاوه بر یک همزیستی ساده و همچنین معنایِ سبکیِ “هنرمعاصر” حاوی مفاهیم بنیادینی است که عکاسی ایران در دوران اخیر در حال تجربه کردن آن است.

کلید واژه‌ها: معاصر، معاصربودن، هنرمعاصر، عکاسی معاصر ایران

[1]Contemporary art

[2]Terry smith

 

 

 

عنوان پروژه عملی: چیز و ناچیز، سید صیاد نبوی؛ استاد راهنمای عملی: مهران مهاجر
پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران،تیر 91
 گزارش کار عملی

چيزها فاقد جوهر يا ذات هستند، يا اينكه جوهر و ذات آنها تصنعي و ساختگي است
فردريش نيچه
چيز و ناچيز
در اواخر قرن بيستم، فضاي هنري تغيير كرده و شرايطي در هنر شكل گرفته بود كه هرنوع بياني با هر مواد و متريالي به شرط داشتنِ ايده اي اصيل پذيرفته مي شد. از اينرو چيزهاي ناچيز، راه خود را براي ورود به عرصه ي هنرهاي زيبا باز كرده و اين موضوعات نيز مي توانستند موضوع كار هنرمندان قرار گيرند و هيچ محدوديتي در انتخاب موضوع براي هنرمندان وجود نداشت . بدين ترتيب چيزهايي كه پيش تر، در تاريخ هنر، تصور نمي شد كه بتوانند به ساحت فخيم، جدي و دست نيافتنيِ
هنر راه يابند، راه يافته و به عنوان هنر مطرح شدند و جهاني را وسعت دادند كه در آن، چيزهاي ساده و پيش پاافتاده معناهايي تازه پيدا مي كردند. عنوان اين پروژه ” چيز و ناچيز” از عنوانِ فصلي در كتاب ” عكس به مثابه هنر معاصر ” نوشته ي
شارلوت كاتن  برگرفته شده است. كاتن در اين فصل از كتاب، با بررسي برخي از عكس ها، اشاره مي كند كه در دوران معاصر بخش وسيعي از عكاسان، تصاوير را نه بر اساسِ جنبه هاي فني بلكه ايده اي كه پشت تصاوير دارند، توليد مي كنند و چنين بيان مي كند كه در دوران معاصر، چيزي كه نتواند موضوعي براي عكاسي باشد، وجود ندارد.
پيشينه ي توليد هنر از ناچيزها را شايد بتوان به مارسل دوشان  و سپس هنرمندان پاپ متصل كرد . دوشان كه خود به نوعي از سردمداران هنر اوانگارد بوده و بر هنرمنداني نظير اندي وارهول تأثيرگذار بوده است. براي اولين بار اثر هنري را در سطح يك شي و يك چيز تقليل داد و آن را از ارزش هاي بصري كه تا آن زمان و تا هم اكنون نيز حاكم است تهي نمود كه اين به صورت كاملي در دوره ي پاپ آرت ادامه پيدا كرد. اشياي مصرفي و توليدي كه به صورت هم شكل و هم سان بي نهايت نماينده اندي وارهول ي اين جنبش هنري را مي توان به نوعي در امتداد و تكميل كننده يا تدوي نكننده ي يكي از جرياناتي دانست كه مارسل دوشان آغاز كرده بود.
بار توليد و تكرار مي شدند در پاپ آرت دستمايه ي خلق اثر هنري شده بودند. يك قوطي كنسرو يا سوپ، بطري كوكاكولا، همبرگر و يا تصاويري از مرلين مونرو يا حتي مائو.
پاپ آرتيست ها سعي داشتند تا با تكرار، تكثير اين اشيا تأثير بي پايان اشياء مادي را بر انسان معاصري كه تحت تأثير سرمايه داري بود نشان دهند. در ميان هنرمندان پاپ، اندي وارهول بيش از سايرين و با افراط اين كار را انجام مي داد. آثار او به كلي تهي از هر گونه احساس و زيبايي بصري(در واكنش به اكسپرسيونيسم انتزاعي) بود. او اين كار را با انتخاب اشياء روزمره يا تصاويري كه به روزمرگي انسان ها اشاره دارد و تكرار تهوع آور آنها، اشياء و چيزها را از معناي قراردادي خود تهي مي كرد.
در دوره ي متأخرتر نيز گروهي از هنرمندان از منطق چينش تصاوير براي بيان ايده هاي خود استفاده مي كنند كه از مهمترين اين هنرمندان مي توان به برند و هيلا بخر (بكر) اشاره كرد كه از آثار معروفشان عكس برج هاي دست ساز انساني است كه از قرن بيستم بجا مانده اند. اين هنرمندان به مانند عكاسان معاصر موسوم به گرايش “نيو توپوگرافيگ ” در تلاش براي ثبت تأثيرات انساني بر محيط زندگي و به طور كلي اطراف ما دارند. تصاويري موزائيكي از برج ها و مناظري كه در عين شباهت كلي ميان آنها، تفاوت هايي ميان آنها وجود دارند كه در نتيجه ي كنارِ هم قرار گيري آشكار مي شوند. كارهاي موجود در اين پروژه اگرچه وامدار اين گراي شها و اين آثار است اما وابسته به هيچ كدام نبوده و تنها در بستر و نتيجه ي دغدغه هاي عكاس پديد آمده اند. به عنوان نمونه پاپ آرتيست هايي نظير اندي وارهول با اينكه از موضوعات روزمره و همچنين تكرار و چينشِ موزائيكي چنين
موضوعاتي بهره گرفته اند اما بايد توجه داشت كه اين كارها عمدتاً با تكرار اشياء سعي در نشان دادن تأثير چيزهاي صنعتي اي داشتند كه بر انسانِ معاصر سنگيني مي كرد و به نوعي مصرف گرايي د يوانه وار را به سخره مي گرفت. اما در اين پروژه تلاش گرديده، همانگونه كه نيوتوپوگرافيست ها تأثير انسان بر محيط اجتماعي را نشان مي دادند، تأثير انساني بر روي چيزهاي روزمره و گاه صنعتي را نشان دهد . چيزهايي كه قبل از مصرف انساني تمايز ميانشان سخت و گاه غيرممكن است اما به محض استفاده ي انساني و تأثيري كه انسان معاصر بر اين اشياء مي گذارد، تبديل به چيزهايي متفاوت مي شوند. در
حقيقت به تعداد استفاده كننده از يك چيز، چيزهاي متفاوتي پديدار مي شوند و هر استفاده اي از يك چيز، آن چيز را بازتعريف مي كند. اين همان چيزي است كه در ذات عكاسي نيز اتفاق م ي افتد چر ا كه همواره به فراخور انسان هايي كه پشت دستگاه عكاسي قرار مي گيرند، عكس هاي متفاوتي پديد مي آيد. همانگونه كه در اين پروژه هيچكدام از چيزها در نتيجه ي استفاده و يا مصرف شبيه هم نيستند، در طول تاريخ عكاسي نيز بارها شاهد سوژه هاي يكساني هستيم كه موضوع كار عكاسان مختلف شده اند اما هيچ دو عكسي يكسان نيست. نگاتيوها چيزهاي صنعتيِ يكساني هستند كه باهم
فرقي ندارند اما بعد از فعلِ عكاسي، و استفاده ي آنها توسط عكاسان، نگاتيوها ديگر همان چيز نيستند و تبديل به چيزي ديگر شده اند كه حضورِ عكاسِ غايب را نمايندگي میكنند.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *